عبد الغفار بن علي محمد ( نجم الدوله )

98

سفرنامه دوم نجم الدوله به خوزستان ( فارسى )

در خصوص قدغن حمل هيزم [ از طريق ] كارن به بصره با جناب نظام السّلطنه صحبت داشتيم . خوبست از محمّره منع تجاوز نمايند نه از اهواز . چرا كه رعاياى خودمان هيزم لازم دارند ، مثل خود شيخ كه از بىهيزمى كپرها را خراب مىكند و مىسوزانيده و تا حال مبلغى هيزم براى سيورسات ما خريده . از اتّفاق ، عصر جمعه 12 [ رجب ] خبر رسيد كه يا بوى مفقود جناب نظام السّلطنه پيدا شد در دو فرسخى آن سمت بصره كه زبير 56 گويند . روز جمعه 12 [ رجب ] ، قبل از ظهر ، جناب سعد الملك و حاجى ملك و حاجى معين با جهاز پرسپولى 57 از بوشهر وارد شدند . حقير رفت به ديدن ايشان در منزل جناب نظام السّلطنه و بعد رفتند در چادرها منزل كردند و مبلغى هم‌پوش و چادر و اسباب تجمّل با خود آورده بودند . در شب 13 رجب در فيليّه و محمّره و جهازات چراغان و آتشبازى [ شد ] و در ساعت دوازدهء شب در خدمت جناب نظام السّلطنه روى جاليبوت « 1 » نشسته ، رفتيم در محمّره به تماشا . امروز جمعه 12 [ رجب ] شيخ مزعل خان و حاجى ايلخانى و اسفنديار خان مكرّر آمدند به منزل حقير . كشتى پرسپولى و كشتى جنگى انگليس مقيم بصره در هر شبانه‌روز ده تن ذغال مصرف مىكند معادل 29 خروار . امروز شنبه 13 رجب محمّد حسن ميرزا را با طومار صورت برآورد و چند عريضهء تلگرامى فرستادم بوشهر با جهاز ميل انگليس ، يعنى كشتى پست ، كه مطالب را عرض نموده ، جواب بگيرد . امروز صبح يك‌شنبه [ 14 رجب ] جناب سعد الملك آمد به ديدن حقير و بعد به اتّفاق رفتيم در سر چادرهاى خودشان از بابت قدغن هيزم كارن . شيخ امروز يك مهيله هيزم خريد به مبلغ صد تومان از قرار خروارى دوازده قران و ده شاهى . صبح دوشنبه 15 [ رجب ] جناب نظام السّلطنه به حقير نوشت كه : شيخ را بخواهيد ، با او گفتگو كنيد كه ما قدرى زمين نخلستان اطراف سنگر آقا جان خان و اطراف سنگر شيخ سلمان خان را لازم داريم براى عمارت حكومت و قلعه و اسكله و كاروانسرا و خانهء تجارت . براى ما بخريد . شيخ جواب گفت كه : آنچه براى دولت لازم باشد ، حاضر است . مجّانا داده مىشود ؛ و ليكن براى غير ممكن نيست ، به هيچ قسم رعايا راضى نمىشوند به فروش ؛ نه براى اهل ، نه

--> ( 1 ) . نوعى قايق يا كشتى كوچك تفريحى و تشريفاتى . واژه مذكور ظاهرا انگليسى و متشكّل از 2 جزء است : Jolly به معناى بسيار دلپذير ، بشّاش ، لذت‌بخش ( Oxford Advanced Learner's Dictionarry , 2000 ) boat به معناى قايق يا كشتى كوچك ( اين توضيح را مديون استاد محمد مهريار هستم )